سميره مختار الليثي ( مترجم : محمد حاجى تقى )

257

جهاد الشيعة في العصر العباسي الأول ( جهاد شيعه در دوره اول عباسى ) ( فارسى )

زمان وى زير بار حكومت ظالم يا غاصب نرفت و به صراحت فرمود كه حكومت بنى اميه غاصبانه بود ؛ حكومت عباسى هم در همان دوره بود و مدركى كه دلالت كند نظر آن حضرت درباره عباسيان با نظر ايشان دربارهء امويان متفاوت است ، يافت نمىشود . و اما معناى سكوت آن حضرت اين بود كه عقيده داشت قيام بدون تدبير ، پرضرر است ، و هر عملى كه ضررش بيشتر از نفعش باشد ، شرعا حرام است . هم‌چنين امام جعفر صادق عليه السّلام معتقد بود كه حكومت غصبى ، خودش خود را نابود مىكند و واجب است كه فرد غاصب را در همان دوره‌اى كه قوى است ترك كنند ، تا ستاره‌اش افول كرده ، دوره انحطاط او فرا رسد و سپس شخص طرفدار عدل براى حكومت به پا خيزد و با نيروى حق و شورا و بيعت صحيح ، بر آن دست يابد . اين ديدگاه‌هاى امام ، از ماجراى برخوردهاى آن حضرت با خاندان عبد اللّه بن حسن معلوم مىشود . هم‌چنين امام صادق عليه السّلام معتقد بود اطاعت از حكومت بنا به حكم فقهى واجب است تا آن‌كه تغيير حكومت انجام شود ، البته نه تغييرى كه به سبب قيام از روى فتنه است و نه خروجى كه عاقبت آن شكست باشد و به ستم‌هاى بيشتر و شديدتر بينجامد ؛ چرا كه پيروزى اين گونه براى غاصب ، او را قوىتر ، و رقيب او را ضعيف‌تر مىكند . « 1 » امام جعفر صادق عليه السّلام با تبعيت از سيره پدران خود ، ابو بكر و عمر و عثمان را طعن نمىكرد ، « 2 » بخصوص اين‌كه امام جعفر صادق عليه السّلام از ناحيه مادر به ابو بكر صديق منسوب

--> ( 1 ) . شيخ ابو زهرة ، الامام الصادق ، ص 206 . ( 2 ) . يكى از هم‌نشينان امام باقر عليه السّلام از اين‌كه امام ، ابو بكر صديق را مدح مىگويد ، به آن حضرت اعتراض كرد . امام به او فرمود : او جدّ من رسول اللّه را تصديق كرد ، بنابراين ، هركس به او تصديق نگويد خدا سخن او را در دنيا و آخرت تصديق نخواهد كرد . ( ابن جوزى ، صفوة الصفوة ، ص 61 ) همان‌گونه كه امام باقر عليه السّلام درباره ابو بكر و عمر گفت : آن دو پيشوايانى در راه هدايت بودند . ( ابو المحاسن ، النجوم الزاهرة ، ص 9 ) كتاب صفوة الصفوة ابن جوزى از منابع متأخر و غير قابل اعتماد است و ابن جوزى ، حتى مورد وثوق خود اهل تسنن نيز نيست . در مقدمه خود كتاب آمده است : « . . . اتهمه بعضهم بأنّه يروى فى وعظه احاديث غير صحيحة ، و أنّه كثير الاغلاط فى تصانيفه ، و عذره فى هذا أنّه كان مكثرا ، فيصنّف الكتاب و لا ينقّحه بل يشتغل بغيره ، كما أخذوا عليه ميله الى التأويل فى بعض كلامه و اضطراب كلامه فى ذلك » ( صفوة الصفوة ، ج 1 ، ص 13 ) . ابن جوزى به حدى به جرح و تعديل حديث بىتوجه است كه حديثى را از -